تبلیغات

لوگوی سه گوش

عطش کربلا - زندگینامه/بخش بیست و سوم-سخنرانی امام در مكه و انجام عمره
عطش کربلا
عاقبت این عشق هلاکم کند،در گذر کوی تو خاکم کند

زندگینامه/بخش بیست و سوم-سخنرانی امام در مكه و انجام عمره

هنگامی که امام بر ترک حجاز و حرکت به سوی عراق تصمیم گرفت، دستور داد مردم را جمع کنند تا سخنرانی تاریخی خود را در میان آنان ایراد فرماید. جمع کثیری از حجاج و مردم مکه، در مسجدالحرام نزد آن حضرت فراهم آمدند و حضرت، در میان آنان به سخن ایستاد و سخنان خود را چنین آغاز فرمود:
«سپاس خدای را و آنچه را خدا خواهد آن شود و جز به خدا قدرتی نباشد و صلوات خداوند بر پیامبرش مرگ، بر فرزندان آدم رقم زده شده است همچون گردنبند برگردن دختر جوان. چه مشتاق گذشتگانم هستم همچون اشتیاق....

یعقوب به یوسف. و من در انتخاب شهادت، مخیر شده ام و گویی می بینم پاره های تنم را گرگان بیابان، میان نواویس و کربلا آنها را از هم می درند و شکمبه های خالی و شکمهایی گرسنه را از آنها پر می کند، از روزی که قلم زده شده است، گریزی نیست، رضای خداوند، رضای ما اهل بیت است که بر آزمایش صبر می ورزیم و پاداش صابران را به ما می دهد. پاره ی گوشت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از او دور نشود بلکه برای وی در حفیرة القدس فراهم می آید که چشمش به آنها روشن گردد و وعده اش به واسطه آنان وفا شود، هان! هر کس جان خود را به راه ما می بخشد و خود را برای دیدار خدا مهیا ساخته است، همراه ما حرکت کند که من در بامداد فردا حرکت می کنم، ان شاء اللَّه تعالی» (1) .
خطابه ای بلیغ تر و اعجاب انگیزتر از این خطابه نمی شناسم که دعوت به حق و ناچیز شمردن زندگی برای خدا را در بردارد. در این خطابه، این نکات آمده است:
1- آن حضرت، از مرگ خویش خبر می دهد و مرگ را خوشامد می گوید و آن را زینتی برای انسان می شمارد آنگونه که گردنبند، گردن دختر جوان را زینت می بخشد و این تشبیه از دل انگیزترین و زیباترین تشبیهاتی است که در کلام عرب آمده و طبیعی است، مرگی که انسان بدان زیور یابد، همانا مرگ در راه خدا و حق است.
2- آن حضرت، اشتیاق فراوان خود را به گذشتگان پاکش نشان می دهد، آنها که در راه خدا شهید گشته بودند و اشتیاق وی همچون اشتیاق یعقوب به یوسف بود، آنگونه که خود فرموده است.


3- حضرت خبر داده است که خدای تعالی شهادت بزرگوارانه و مرگ شرافتمندانه در راه دفاع از حق و حمایت از اسلام، برای آن حضرت، برگزیده است.
4- آن حضرت، سرزمین پاکی را که خون مبارکش بر آن ریخته خواهد شد، معرفی فرمود که آن جایی است میان نواویس و کربلا و اعضایش در آنجا پاره پاره خواهد شد و نیزه ها بدن شریفش را از هم خواهند درید.

 

5- حضرت، خبر داد که گرگهای درنده از وحشیان بنی امیه و پیروانشان، هیچگاه آرام نخواهند نشست تا اینکه شکمهایشان از گوشت و خون آن حضرت پر شود و این کنایه ای است از تسلط آنان بر امّت پس از کشتن وی و تلاش پیگیر آنان در غارت نمودن ثروتها و اموال امّت.
6- امام خبرداد که آنچه از مصیبتها و سختیها بر آن حضرت خواهد گذشت، امری است که گریزی از آن نباشد؛ زیرا در مورد وی قلم زده شده و در علم خداوند جاری گشته و به هیچ صورت تبدیل یا تغییر آنچه خداوند برایش مقدر فرموده است،ممکن نمی باشد.
7- امام، اعلام فرمود که خداوند، رضایتش را به رضایت اهل بیت مقرون نموده و طاعتش را با طاعت آنان همراه ساخته و سزاوار است که چنین باشد؛ زیرا آنان دعوت کنندگان به سوی دین خدا و راهنمایان بر رضای او هستند و در راه او متحمل شدایدی گشته اند که توصیف آنها ممکن نیست.
8- آن حضرت، یکی از صفات اهل بیت: را بیان فرمود که همان صبر و شکیبایی آنان و تسلم در برابر امر خداوند در هر چیزی است که از محنتها و مصیبتهای عظیم بر آنها جاری می شود و خدای تعالی، ثواب فراوان به آنان می دهد و پاداش شکیبایان را به آنها مرحمت می فرماید.
9- امام علیه السلام خبرداد که واقعیّت درخشان اهل بیت، ادامه ی ذاتی واقعیّت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله می باشد؛ زیرا آنان گوشت وی و فرعی از او هستند و فرع از اصل خویش متفاوت نمی گردد و چشم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در حفیرة القدس به عترتش، روشن خواهد گشت، آنها برای ادای رسالتش، شبها را بیدار ماندند و در دفاع از دینش، عظیم ترین جهاد را متحمل شده اند.
10- آن حضرت، مسلمانان را برای نبرد در کنار وی در صحنه های جهاد، دعوت فرمود و اینکه هر کس به همراه او حرکت کند، جان خود را بخشیده و خویشتن را برای دیدار خداوند، مهیّا ساخته است.
این نکات درخشان در سخنرانی آن حضرت، بر این دلالت دارند که حضرتش از زندگی ناامید گشته و عازم مرگ شده و بر فداکاری، عزم بسته بود و اگر آن حضرت خواهان سلطنت بود، چنین مطالبی را مطرح نمی فرمود و لازم بود که به همراهان خود وعده های شیرین و امیدهای پر زرق و برق بدهد.
هیچیک از مردم مکّه و نه کسی از حُجاج، جز عده معدودی از مؤمنین، ندای امام را پاسخ ندادند، این نشان دهنده ی اندک بودن بینش دینی و تخدیر شدن آن جامعه و انحرافش از حق می باشد.

 

انجام عمره

هنگامی که امام بر ترک مکه تصمیم گرفت، برای «عمره ی مفرده» احرام بست و طواف خانه ی خدا و سعی و تقصیر نمود و طواف نساء را به جای آورد و از عمره ی خویش مُحل گشت. شیخ مفید نوشته است که امام حسین هنگامی که قصد حرکت به سوی عراق نمود، طواف خانه ی کعبه و سعی صفا و مروه را به جای آورد و احرام خود را گشود و آنرا عمره قرار داد؛ زیرا نمی توانست حج خود را به پایان برساند از ترس اینکه مبادا در مکه دستگیر و به نزد یزید، فرستاده شود (2) این مطلب خالی از تأمل نیست؛ زیرا کسی که از حج بازداشته می شود، بنابر آنچه فقها گفته اند، گشودن احرامش به قربانی کردن است،نه اینکه حج را به عمره بازگرداند که این امر، موجب بیرون آمدن از احرام حج نمی شود. آنچه بیان کردیم را دو روایت تأیید می کند که آنها را شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه، کتاب حج، باب «جایز بودن عمره مفرده در ماههای حج (3) و رفتن به هر جا که می خواهد» آورده است. آن دو روایت عبارتند از:
الف «ابراهیم بن عمر یمانی» از امام صادق علیه السلام روایت کرده که از آن حضرت، در مورد شخصی که در ماههای حج برای عمره خارج شود و سپس به سوی وطنش برگردد سؤال شد، فرمود: اشکالی ندارد، حتی اگر در آن سال به حج برود و حج افراد به جای بیاورد- که نیازی به قربانی ندارد- همانا حسین بن علی علیه السلام روز ترویه به سوی عراق حرکت کرد در حالی که عمره مفرده به جای آورده بود.
ب- «معاویة بن عمار» می گوید: به امام صادق گفتم: فرق عمره تمتع و عمره مفرده در چیست؟ فرمود: عمره تمتع به حج مربوط و متصل است اما عمره مفرده که انجام شد، می توان هر جا رفت، همانا حضرت حسین علیه السلام در ذیحجه، عمره مفرده به جای آورد سپس روز ترویه در حالی که مردم به منی می رفتند او به عراق رفت، به جای آوردن عمره مفرده در ذیحجه برای کسی که قصد حج نداشته باشد، اشکالی ندارد (4) این روایت، بر آنچه بیان کردیم، صراحت دارد (5) .

 

خروج قبل از حج

مطلب سؤال برانگیز این است که امام علیه السلام مکه را در روز هشتم ذیحجه ترک و آن روزی است که حجاج برای رفتن به عرفه آماده می شوند، چرا حضرت، حج خود را تمام نکرد؟ و به نظر ما عوامل چندی وجود دارند که آن حضرت را برای خروج از مکه با این سرعت، فراخواندند که آنها عبارتند از:
1- حکومت چنان بر او سخت گرفته بود که آن حضرت مطمئن گردید باب جنگ با وی را خواهد گشود و یا او را در حال انجام مناسک حج، ترور خواهد کرد و بدین ترتیب حرمت حج را خواهد شکست. و اهداف مقدسش را بر باد می دهد که از جمله آنها آزاد کردن امّت به طور کامل از ذلت و بردگی بوده است.
2- اگر حکومت با وی در ایام مناسک حج به جنگ نپردازد، پس از مراسم حج به جنگ می پرداخت آنگاه وی در مکّه یا در حال جنگ خواهد بود و یا کشته می شد، در هر دو حالت، در بیت حرام و ماه حرام، خونریزی پیش می آمد، آن حضرت برای حفظ مقدسات اسلامی، مکه را ترک فرمود.
3- خروج آن حضرت در آن وقت حساس، از مهمترین وسایل تبلیغاتی بر ضد حکومت در آن روزگار بود، زیرا حجاج بیت اللَّه الحرام، خبر خروج امام در آن وقت از مکّه را در حالی که بر ضد حکومت اموی، خشمگین بود، به سرزمینهایشان بردند و اینکه آن حضرت، انقلاب بر ضد یزید را اعلام فرمود و در مکّه، حفاظتی برای بیت حرام باقی نمانده است که به دست امویان مورد هتک حرمت واقع نشود.. اینها بعضی از عوامل هستند که امام را به خارج شدن پیش از انجام حج، واداشته بودند.

 

پاورقی :

(1) الحدائق الوردیة 114 /1. مفتاح الافکار، ص 148. کشف الغمة 29 /2.
(2) شیخ مفید، الارشاد 67 /2، و شیخ طبرسی آنرا در اعلام الوری، ص 227 ذکر نموده است.
(3) ماههای: شوال، ذیقعده و ذیحجّه را ماههای حج گویند (مترجم).
(4) وسائل الشیعة 247 -246 /10.
(5) مسایل مربوط به حج و عمره، احکام مفصلی دارد که باید به فتاوا و رساله‏های فقهای عظام مراجعه کرد (مترجم).

 

 




طبقه بندی: زندگینامه امام حسین(ع)،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 فروردین 1391 توسط بنیامین اکابری

قالب وبلاگ


Pichak go Up