تبلیغات

لوگوی سه گوش

عطش کربلا - کرامات حسینی/بی اعتنایی به نذر
عطش کربلا
عاقبت این عشق هلاکم کند،در گذر کوی تو خاکم کند

کرامات حسینی/بی اعتنایی به نذر


حاج شیخ مهدی كرمانشاهی  از پدر بزرگوارش نقل می كرد:
در حرم حضرت اباالفضل العباس (ع) مشرف بودم ایاّم ، ایاّم زیارتی و حرم مملو از جمعیت بود، در این اثناء مرد و زن عربی با هم مشغول زیارت خواندن شدند و دور ضریح طواف می كردند تا اینكه به بالای سر حضرت اباالفضل (ع) رسیدند.

   یك وقت دیدم همسر آن مرد عرب به ضریح چسبید به طوری كه تمام اعضایش از سر و صورت و پیشانی و بینی و شكم و دست و پا همه به ضریح میخ كوب شد. از هول این حادثه صدای ناله و شیون مردم بلند شد و هر چه خواستند او را از ضریح جدا كنند نمی شد تا اینكه صدای فریاد شوهرش بلند شد و گفت : یا عباس  زن من پیش شما گرو باشد من الان می روم گاومیش را می آورم و بعد رفت . معلوم شد اینها گاومیشی را نذر حضرت كرده بودند ولی بعد پشیمان شده و به نذرشان عمل نكرده بودند. 
كم كم مردم جمع شدند به نحوی كه حرم و رواق و ایوان طلا پر از جمعیت شد و جلوی رفت و آمد بسته شد.
همه منتظر نتیجه بودند كه آخرش چه می شود.
ما گمان كردیم منزل این عرب دو سه فرسخی شهر است و رفتن و آمدنش چند ساعت طول می كشد ولی مثل اینكه نزدیك بود، چون بعد از ساعتی دیدم افسار یك گاومیش چاق را گرفته و دارد می آید.
به مجرد وارد شدمردم هلهله و شادی كردند و صلوات فرستادند. (1)

پاورقی
1- الوقایع و الحوادث ، 3/44، معجزات وكرامات ، 44

 




طبقه بندی: کرامات حسینی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط بنیامین اکابری

قالب وبلاگ


Pichak go Up