تبلیغات

لوگوی سه گوش

عطش کربلا - اشعار حسینی/شعر برای امام حسین
عطش کربلا
عاقبت این عشق هلاکم کند،در گذر کوی تو خاکم کند

اشعار حسینی/شعر برای امام حسین

اى حرمت قبله حاجات ما كار سقائى

سید محمد على ریاضى یزدى‏

اى حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمى
دست على، ماه بنى هاشمى....

همقدم قافله سالار عشق‏
ساقى عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین
داده سر و دست براه حسین
عم امام و اخ و ابن امام
حضرت عباس علیه السلام
اى علم كفر نگون ساخته
پرچم اسلام برافراخته
مكتب تو مكتب عشق و وفاست‏
درس الفباى تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته
روح ادب را، ادب آموخته
آب فرات از ادب تست مات
موج زند اشك به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او
و آن لب خشكیده طفلان او
ساقى كوثر پدرت مرتضى است
كار تو سقائى كرب و بلاست
هر كه به دردى بغمى شد دوچار
گوید اگر یكصد و سى و سه بار
اى علم افراشته در عالمین
اكشف یا كاشف كرب الحسین(1)
از كرم و لطف جوابش دهى‏
تشنه اگر آمده آبش دهى

چون نهم ماه محرم رسید
كار بدانجا كه تو دانى كشید
از عقب خیمه صدر جهان‏
شاه فلك جاه ملك آشیان
شمر به آواز ترا زد صدا
گفت كجایند، بنو اختنا(2)
تا برهانند ز هنگامه‏ات
داد نشان خط امام نامه‏ات
رنگ پرید از رخ زیباى تو
لرزه بیفتاد بر اعضاى تو
من به امان باشم و جان جهان
از دم شمشیر و سنان بى امان
دست تو نگرفت امان نامه را
تا كه شد از پیكر پاكت جدا
مزد تو زین سوختن و ساختن
دست سپر كردن و سر باختن
دست تو شد دست شه لافتى‏
خط تو شد خط امام خدا
چار امامى كه ترا دیده‏اند
دست علم گیر تو بوسیده‏اند
طفل بدى، مادر والاگهر
برد ترا ساحت قدس پدر
چشم خداوند چو دست تو دید
بوسه زد و اشك ز چشمش چكید
با لب آغشته بزهر جفا
بوسه به دست تو بزد مجتبى

دید چون در كرب و بلا شاهدین‏
دست تو افتاد به روى زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده‏اش‏
بوسه بزد با لب خشكیده‏اش

حضرت سجاد هم آن دست پاك‏
بوسه زد و كرد نهان زیر خاك

مطلع شعبان همایون اثر
بر ادب تست دلیلى دگر
سوم این ماه چو نور امید
شعشعه صبح حسینى دمید
چارم این مه كه پر از عطر و بوست‏
نوبت میلاد علمدار اوست
شد بهم آمیخته از مشرقین
نور ابوالفضل و شعاع حسین
اى به فداى سر و جان و تنت‏
وین ادب آمدن و رفتنت
وقت ولادت قدمى پشت سر
وقت شهادت قدمى بیشتر
مدح تو این بس كه شه ملك جان
شاه شهیدان و امام زمان
گفت به تو گوهر والا نژاد
جان برادر به فداى تو باد
شه چو بقربان برادر رود
كیست «ریاضى» كه فدایت شود؟

(1)
یعنى: اندوه مرا بر طرف كن اى بردارنده اندوه از سیماى حسین (ع).
(2)
یعنى: كجایند خواهر زادگان من.
آئینه ایثار، ص 147 - 143






طبقه بندی: اشعار حسینی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 فروردین 1391 توسط بنیامین اکابری

قالب وبلاگ


Pichak go Up